X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

ساعت 6:15 دقیقه صبح روز جمعه  24 دی ماه 89  در میدان جهاد  جمع شدیم  و منتظر آمدن مینی بوس گروه آریای انزلی بودیم خوشبختانه با اندکی تاخیر که معمولا عادی است با آمدن مینی بوس عازم ماسوله شدیم طبق پیش بینی هوا از سایت معتبر MSN WEATHER هوای آفتابی و خوبی رو انتظار داشتیم  ولی چند روز گذشته هوای سردی رو پشت سر گذاشته بودیم و احتمال وجود برف در ارتفاعات قابل پیش بینی بود .

 

 

 

 

 

حدود ساعت 8  صبح ماسوله بودیم طبق پیشنهاد سرپرست گروه آقای علی فرزانگان با توجه به اینکه برپا کردن آتش و درست کردن چای برای صرف صبحانه (در صورت وجود برف) به راحتی میسر نبود صبحانه را به اتفاق در قهوه خانه ای در ماسوله خوردیم چای داغ و یک پرس نیمرو واقعا چسبید و به اندازه یه غذای مفصل لذت بخش بود..... 

 

پس از توقف نیم ساعته خلاصه راه افتادیم به نظر میرسید که برای رسیدن به قله لاسه سر زمان کم بیاریم ولی بچه ها همچنان مصمّم بودند جالبه که در گذر از کوچه های ماسوله با توجه به یخ زدن آسفالت خیلی از بچه ها سر می خوردند  و نوید بخش صعودی  پر دردسر بود......


 

 

مسیر کاملا برفی بود  و وجود تجهیزات گرم کننده و لباس اضافی واقعا حیاتی بود ، کلاه طوفان و جوراب پشمی و لباس اضافی حداقل امکاناتی بود که بچه ها بایستی همراه می آوردند..... 

 

 آفتاب در ابتدای مسیر خودنمائی می کرد ولی وزش باد سرد اثر گرما بخش آفتاب را کمرنگ کرده بود و هرجا که تابش آفتاب در پشت تپه ای پنهان می شد سرمای هوا فرصت جولان میافت.... 

 

 


در بین راه با تصمیم سرپرست گروه برای افزایش سرعت حرکت به دو گروه 10 نفره تقسیم شدیم وگروه اول با سرعت بیشتر به قصد فتح قله حرکت نمود و گروه دوم با فاصله اندکی بدنبال  آنها حرکت کردند.


 

 

 

 

در بین راه ارتفاع برف بتدریج زیادتر میشد  و وزش باد و بوران به شکل بسیار شدیدی مانع از حرکت بچه های گروه شده بود و من به واقع تصاویری از بوران و کولاک را که در فیلم های سینمائی دیده بودم رو به ذهن متصور می کردم واقعا سرما و وزش باد مانع حرکت بود! در صعود تابستانی به منطقه کوروبار با فاصله زمانی 2 ساعت ما موفق به رسیدن به دشت مذکور شده بودیم ولی پس از گذشت 6 ساعت ........ 

  

با تلاش فراوان خلاصه به نزدیکی کورروبار رسیدیم و تا رسیدن به کلبه های منطقه فقط 50 متر فاصله داشتیم ولی شدت وزش بوران و کولاک به حدی بود که نیم متر هم قدرت دید نداشتیم و کاملا پا کوب مسیر از بین رفته بود و جلو دار به راحتی نمی توانست مسیر را پیدا کند و در چندین مرحله تا بیش از حد کمر در برف فرو رفت ......  

  

 





خیلی سعی کردیم که راهی برای رسیدن به کوروبار پیدا کنیم ولی ظاهرا چاره ای نداشتیم و ادامه مسیر با توجه به شدت بوران و کولاک خطرناک به نظر میرسید ..... متاسفانه علیرغم میل باطنی نتونستیم به گروه اول ملحق بشیم و گروه اول هم با توجه به شدت وزش باد در همان کلبه های کوروبار متوقف شدند................... ما به سمت پایین کوه حرکت کردیم پس از گذر از مسیر هایی که وزش باد شدید و کولاک پا کوب را از بین برده بود........ با استفاده از تجربه دوستان به کلبه ای در نزدیکی آبشار رسیدیم که تعدادی از بچه های گروه های دیگر آتش کم رمقی  برپا کرده بود و کمی استراحت و گرم شدن کنار آتش و خوردن چای و اندکی غذا ، در انتظار گروه اول ایستادیم  واقعا سرما شدید بود و  توقف و بیحرکت بودن باعث شده بود  اثرات سرما بیشتر خودس رو نشون بده ..... 

  

 


 

 

خلاصه پس از رسیدن گروه اول و ملحق شدن آنها برای اینکه به تاریکی هوا بر نخوریم به سرعت حرکت کردیم وقبل از غروب آفتاب به قهوه خانه  ماسوله رسیدیم در حال صرف چای داغ بودیم که یکی از اعضای قدیمی کوبار که به اتفاق خانواده جهت عکاسی و گشت و گذار به ماسوله آمده بود رو دیدیم اون کسی نبود جز علیرضا عزتی استاد عکاسی، که عکس زیر رو ایشان برایمان فرستادند.


 

کلاً تجربه متفاوتی بود ........ البته انتقاداتی نیز در مورد دوستان کوهیار مطرح شد که قرار شد آقای فرزانگان  جهت افزایش کیفیت فنی و اخلاقی گروه ، به اطلاع دوستان مربوطه برسونه......



برای دیدن تعدادی از عکسها و گزارش به روایت گروه کوهنوردی آریای انزلی به آدرس زیر مراجعه نمائید( روی آیتم آبی رنگ کلیک کنید)

http://www.aryaanzali.ir/post/102



نظرات (1)
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 09:46
باوجود تأخیرنسبتا"طولانی سفرنامه ت عالی بود و عکساش رو هم خوب انتخاب کرده بودی . خسته نباشی .
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد