X
تبلیغات
رایتل

سفرنامۀ طوراحمد شفت - گیلان


اشخاص بزرگ و با همّت به کوه مانند، هرچه به ایشان نزدیک شوی بیشتر عظمت و ابهّت آنان بر تو معلوم گردد

و مردم پست و دون همّت سراب را مانند ، که چون کمی به آنان نزدیک گردی ناچیزی خود را برتو آشکار سازند.




     ساعت 6:30 بامداد مینی بوس قرمز رنگی مملو از جمعی مشتاق و سحر خیز جلوی درب  ورودی بیمارستان آریای  رشت ترمز کرد تا آقایان فخر، نوروزی فر،طالب خانی ، مهدیزاده و بنده (مهران) به نمایندگی از بقیه بچه های فعال اما بد اقبال گروه کوبار ، چهارمین سفر کوهپیمائی امسال خود را در معیت کوهنوردان با تجربه و دوست داشتنی بندر انزلی آغاز کنند و به اتفاق دوست عزیزمان فرزانگان که رابط ما با گروه آوای کوهستان بود سوار مینی بوس شدیم تا جای دوستان خونگرم و مهمان نواز انزلی چی را حسابی تنگ کنیم .این عزیزان عبارت بودند از آقایان محمود باغبان،(جلودار)، مهدی مرزی (سرپرست) ، هادی مرزی ( عقب دار گروه) ، علی صفرزاده ، هوشنگ انوشه ، فیض الله قویدل ، اکبر اسکافی ، اصغر اسکافی ، حسن محمودی ، سعید رزاق رضایی ، اسدالله رشید شمالی ،عبدالله نورعلیزاده، جعفر امانی ،فردین سایه بان ، داود پریان،علی رضایی،و خانمها سودابه قاسملی (کوهیار) ،معصومه بابازاده، میترا فلاح و سبا صابری



     دقایقی بعد بهمراه راننده خوب و نیک محضر گروه ، جناب آقای تقی هروی ، از جاده ترانزیتی سراوان عازم شفت شدیم تا رسیدن به مقصد دو توقف کوتاه داشتیم یکی در داخل رشت برای خرید نان و دیگری در دهستان چوبر برای تهیه آب و رفع مشکلات ارولو‍ژیک ! ساعت 8:05 دقیقه مینی بوس به توقف گاه پیش بینی شده در منطقه رسید و ۲۶ مسافر کوهنورد خود را پای کوه پیاده کرد تا حرکت بطرف ارتفاعات طوراحمد را حوالی 8:30 بامداد شروع کنند.



در ابتدا هوا ابری ، خنک و کاملا روشن بود و مسیر حرکت تا مسافت بسیار زیادی مسطح و یا با شیب اندک ، بطوریکه اصطلاح راهپیمائی یا جنگل نوردی برای آنچه انجام می دادیم واژه مناسب تری بود تا کوه پیمائی ! حدودا پس از 50 دقیقه راهپیمائی مکان مناسبی به انتخاب سرپرست گروه جهت صرف صبحانه تعیین شد و پس از خوردن ناشتائی و مدت کوتاهی استراحت ، ساعت 9:50 دقیقه بامداد دوباره به راه افتادیم. بیش از 2/3 مسیر ، هموار و کفی بود و بدون زحمت خاصی پشت سر گذاشته شد اما در پایان ، شیب نسبتا تندی جانشین فضای گل گشت ساعتی قبل گردید و کوهنوردان پیر  و جوان ما را به تاکی پنه (افزایش تعداد تنفس) ، تاکیکاردی ( افزایش تعداد ضربان قلب ) ، تعریق شدید و سوزاندن کراتین بیشتری در ماهیچه های ساق وا داشت تا از دیگران عقب نمانند ساعت 11:55 قبل از ظهر به بالاترین نقطه ارتفاعات طور احمد رسیدیم و صعود خاتمه یافت.


هنوز بچه ها نفسی تازه نکرده بودند و توبره های طعام بر روی سبزه های نیمه خیس قله گسترده نشده بود که قطرات رش بر صورت افروخته آنها نشست و دشواری راه برگشت را وعید داد . بارانی  که طبق پیش بینی هواشناسی در اینترنت انتظار آن در ساعات بعد از ظهر می رفت کمی زودتر به استقبال مسافران کوه آمد تا کسی قبل از موعد مقرر هوس راه اندازی دستگاه گوارش را نکند و همچون فواره بین صعود و نزول آنها فاصله ای نیافتد!! با شروع بارش تردید در بین اعضای دو گروه، در اینکه بلافاصله برگردند یا تا صرف نهار و توقف بارش منتظر بمانند ، ایجاد شد ولی درایت و حسن تدبیر سرپرست گروه ،

جناب آقای مهدی مرزی ، سبب شد تا به پیشنهاد ایشان تمامی اعضاء گروه کوله های تازه به زمین نهاده خود را دوباره بر دوش گرفته  راه مبدا  را پیش گیرند ، و حاصل این غور آن شد که قبل از تند شدن باران و لغزندگی مسیر ، که خطرات بالقوه نزول را افزایش می داد ، از سطح شیب دار کوه پائین آمده به سطح نسبتا صاف  و امن کوه رسیدیم .


بار گران تجارب سالها کوهنوردی سرپرست گروه در جای دیگری از مسیر بازگشت نیز به کمک بچه های گروه آمد  و در حالیکه حدود 50 تا 100 متر از مسیر اصلی بطرف پائین منحرف شده بودیم با درک بموقع غرابت محیط چند نفر را جهت شناسائی به بالای تپه با یک میانبر نفس گیر به جاده اصلی هدایت کرد .


با رسیدن افراد به بالای تپه سفره نهار پهن شد و هرکه هرچه داشت مخلصانه پیش آورد خود خورد و به دیگران هم خوراند تا فرهنگ کوه و کوهنوردی را یکبار دیگر به رخ  همه بکشد . پس از نهار به همت آتش افروز گروه کوبار ( ابی مهدیزاده) از هیزمهای باران دیده ریز و درشت شعاه ای بپاشد تا هم چای داغ صبح نخورده را به کام دوستان برساند و هم البسه خیس و نمدار آنها را بخشکاند و البته درست یا نادرست بکمک شهرداری منطقه هم بیاید !






سرانجام پس از برپائی پرچم صعود مشترک و گرفتن عکسهای یادگاری و نهایتاً خاموش کردن آتش با تلی از خاک ( که به تدبیر و همت آقای فرزانگان و توسط کلنگ باستانی وی انجام شد) ،



مرحله دوم نزول حوالی ساعت 14:30 آغاز شد و حدود یکساعت و 40 دقیقه  بطول انجامید تا اینکه راس ساعت 4 بعد از ظهر به نقطه آغازین حرکت رسیدیم و به آقای هروی که صبورانه در کنار مینی بوس خود در انتظار ما ایستاده بود ملحق شدیم در طول مسیر برگشت مناطق مه گرفته و نسبتا تاریکی نیز رودر روی ما بود که بخاطر نزول زود هنگام مشکل خاصی ایجاد نکرد.


از ویژگیهای جالب توجه و بیاد ماندنی این سفر 12 ساعته میتوان به موارد زیر اشاره کرد:


1- وجود خانمها در جمع زبر و زمخت آقایان غالبا باعث القا و ابقای حس لطافت و عطوفت می شود و با تخفیف و تعدیل رفتارهای نکوهیده ، آرامش توام با نظم را به جمع هدیه می کند و از طرفی تشریک مساعی در کارهای سخت توان درک متقابل و انتظارات معقول آنها را از یکدیگر بالا می برد و در نهایت جدال با کوه الگویی نمادین مبارزه در صحنه پرافت و خیز زندگی می شود و این امتیاز بزرگی بود که ما در این سفر از آن برخوردار بودیم و ما را بر آن داشت که در سفر های آینده همسرانمان را نیز با خود همراه کنیم و با تعمیم ورزش در طایفه اناث ، وعده تشکیل شاخه بانوان کوبار را تحقق بخشیم .



2 - تعامل طیف گسترده سنی و تقابل دوستانه قومیتها بجای یکسان سازی سنتی و جبهه گیری قومی ، قدرت تطابق افراد و توان سلوک آنها را بایکدیگر افزایش می دهد و از آنها شخصیتهای صبور ، انعطاف پذیر روشنفکر و در کل مثبتی می سازد و این دومین امتیاز بزرگ این سفر بود.اگر اطلاعات ماخوذه صحیح باشد سرکار خانم سبا صابری باید جوانترین و جناب آقای باغبان کهن ترین فرد گروه باشند که برای هردوی آنها آرزوی توفیق و سلامت داریم .




3 - بحرکت درآوردن و کنترل یک جمع نه چندان کوچک با اینکه نیاز به همکاری گروهی و رعایت کامل آداب آن جمع دارد ولی نقش بسزای مدیریت ، بی شک مهمترین عامل در پیشبرد اعضاء و رسیدن به هدف نهایی است و سرپرست گروه ما مصداق بارزی از یک مدیر توانا بود .آنچنانکه بزرگان سخن نیز گفته اند :

                                                    " بی پیر مرو تو در خرابات     هرچند سکندر زمانی "


4- برخلاف دفعات گذشته ، در طول مسیر رفت و برگشت نه اثری از گروههای کوهنوردی بود و نه نشانه قابل توجه دیگری از حیات انسانی یا حیوانی  !!! که شاید علت آن موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی منطقه بوده یا نا مناسب بودن هوا ( بارانی و مه آودگی شدید) . بهرحال هرچه دیدیم درخت بود و درخت ، و باز هم درخت ، البته نه همه برافراشته وسبز !!! که بعضا فرو افتاده و خشک و قطعه قطعه ، و از دور دست در جایی صدای ناهنجار قاتل آنها  وقیحانه بگوش میرسید !! و اینها تنها نشانه های تلخ وجود انسان در آن کوه سرسبز و جنگلی بود !!!



و اما در میان آنهمه درخت ، درختان میوه ای هم به چشم می خورد که شاخص ترین آنها ازگیل وحشی و خرمالوی کوچک محلی بود ، و از آن شاخص تر تمایل غیر قابل کنترل و وسواس گونه بیشتر اعضاء برای چیدن ، خوردن و بردن این میوه ها !!! تا حدی که گاه هدف اصلی این گروه یعنی کوه پیمائی را تحت الشعاع قرار می داد و با ایجاد بی نظمی از سرعت حرکت گروه می کاست .





5- مانند همیشه تلاش داوطلبانه عده ای از اعضاء که با ایثار وقت ، انر‍ژی و حوصله سعی در شکار لحظه ها و ثبت و ضبط خاطرات سفر دارند قابل تقدیر بود و در بچه های کوبا بیشترین سهم باز هم به ابی اختصاص داشت .




ساعت 16:15 بعد از ظهر مینی بوس حامل بچه های پس از جای دادن وسایل و کوله های آنها در صندوق عقب بطرف شفت و سپس رشت حرکت کرد و در ساعت 16:45 به شفت رسیدیم و حوالی ساعت 6غروب در کنار بیمارستان پیاده شدیم . بخاط خستگی مفرط بیشتر مسیر برگشت را خواب بودم و از مشاهده این نعمت محروم ولی شنیدم که بچه های خوب گروه هرآنچه از مأکولات و محصولات در کوله شان مانده بود بیرون آورده در طبق اخلاص نهاده و بین همه تقسیم کردند تا الفبای دوستی و انسانیت را که از واگذاری صندلیهای خوب مینی بوس به ما شروع شده بود به پای آخر برسانند و ثابت کنند که ظرفیت بالای نوع بشر براحتی می تواند ظرفیت کم یک مینی بوس را جبران کند !


                                                سالم و با نشاط، در پناه حضرت حق باشید

                                                      به قلم : میر محمّد صادق مهران

 

یک توضیح : عکسهایی که روی سایت گذاشته شده است فاقد کیفیت لازم برای چاپ هست از علاقه مندانی که اصل فایل با کیفیت را می خواهند می توانند با ذکر مشخصات از طریق ای میل زیر اصل فایل را دریافت نمایند                                                                        EMAIL: Topbabak@yahoo.com  


در ضمن دی وی دی مربوط به این سفر در مراحل آماده سازی و مونتاژ هست در صورت آماده شدن از طریق همین وبلاگ به اطلاع دوستان خواهد رسید یا از طریق ای میل فوق پیگیری نمائید.


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد